تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
را در يك شكاف بن بست كوه فرا خوانده و به آن دو مىگويد : « اى پسران من ، قوم خود را زنده بگذاريد و گرنه اين روز روز نابودى شما خواهد بود زيرا اگر اينان عموهاى شما هستند آنان نيز دائىهاى مىباشند . » اين را كه شنيدم به دو گفتم : « مثل اين كه از جنگ با دائىهاى خود اكراه دارى . » ناگهان چشمانش از خشم سرخ شد و به سوى من برگشت تا وقتى كه چشم خود را پائين انداختم و به زين اسب كه در زيرش بود نگريستم و ترسيدم كه به من حمله كند . از اين رو تازيانه‌اى بر اسب خود زدم و از او دور شدم . او با نگاه خود چنان مرا تعقيب مىكرد كه از دو پسر خود غافل ماند و آن دو نيز فرصت را غنيمت شمردند و مانند دو عقاب از آن جا بيرون جستند . در اين روز ، قيس بن عازب بر بحير بن زيد الخيل بن حارثة بن لام حمله برد و زخمى بر سر او زد كه او به گردن اسب خود افتاد و گردنش را گرفت و گريخت . در پى اين پيشامد ، قبيلهء جديله شكست خورد و گروهى انبوه از آنان كشته شدند . زيد الخيل درين باره گفته است :
تجىء بنى لأم جياد كانها * عصائب طير يوم طل و حاصب فان تنج منها لا يزل بك شامة * اناء حيا بين الشجا و الترائب و فر ابن لأم و اتقانا بظهره * يردعه بالرمح قيس بن عازب و جاءت بنو معن كأن سيوفهم * مصابيح من سقف فليس بآئب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 187 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت