تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
طيئ مانند حاتم بن عبد الله و زيد الخيل و رئيسان ديگر . هنگامى كه اوس خود را براى نبرد آماده ساخت و افراد جديله را گرد آورد و به راه انداخت ، ابو جابر گفت :
اقيموا علينا القصد يا آل طيئ * و الا فان العلم عند التحاسب فمن مثلنا يوما اذا الحرب شمرت * و من مثلنا يوما اذا لم نحاسب فان تقطعينى او ترديدى مساءتى * فقد قطع الخوف المخوف ركائبى
ديرى نگذشت كه خبر لشكر كشى اوس به گوش غوث رسيد و در مناع كه بالاى كوه اجأ بود ، آتش جنگ در ميانشان زبانه كشيد و اين نخستين روزى بود كه در آن جا چنين آتشى روشن مىشد . همهء قبائل غوث گرد آمدند و هر قبيله نيز رئيسى داشت . زيد الخيل و حاتم از جملهء اين رؤسا بودند . مردان جديله نيز كه پيرامون اوس بن حارثة بن لأم گرد آمده بودند ، فرا رسيدند . اوس سوگند ياد كرد كه از طيئ باز نخواهد گشت مگر هنگامى كه بر دو كوه طيئ - يعنى اجأ و سلمى - رسيده و ساكنان آن را غارت كرده باشد . دو طرف به سوى هم پيشروى كردند و با پرچم‌هاى خود ، در قارات حوق رو در روى يك ديگر قرار گرفتند و به پيكارى خونين دست زدند . به زودى جنگ به زيان بنى كباد تمام شد و گروهى از ايشان به خاك هلاك افتادند . عدى بن حاتم گفته است : من در روز يحاميم ايستاده بودم و ميدان رزم را مىنگريستم كه چشمم به زيد الخيل افتاد و ديدم دو پسر خويش ، مكنف و حريث ،