زخم . بدبخت كنندهء قوم من است . »
آنگاه گفت :
اتونا بشهران العريضة كلها * و اكلب طرا في جياد السنور
لعمرى و ما عمرى على بهين * لقد شان حر الوجه طعنة مسهر
فبئس الفتى ان كنت اعور عاقرا * جبانا و ما اغنى لدى كل محضر
بنى عامر در آن روز ، سرور و بزرگ قبيلهء مراد را كه زخمى شده بود اسير كرد ولى پس از آن كه زخمش بهبود يافت آزادش كرد .
از كسانى كه در آن روز مردانه دلاورى كردند ، اربد بن قيس بن حر بن خالد بن جعفر ، و عبيد بن شريح بن احوص بن جعفر بودند .
اشعار زير را به قولى لبيد بن ربيعه و به قولى عامر بن طفيل سروده است :
اتونا بشهران العريضة كلها * و اكلبها فى مثل بكر بن وائل
فبتنا و من ينزل به مثل ضيفنا * يبت عن قرى اضيافه غير غافل
أ عاذل لو كان البداد لقوبلوا * و لكن اتانا كل جن و خابل
و خثعم حى يعدلون بمذحج * فهل نحن الا مثل احدى القبائل
درين پيكار از هر دو دسته گروهى كشته شدند . بعد ، از هم دست برداشتند و به غنيمت گرفتن از هم و چپاول يك ديگر نپرداختند .
هر دو دسته در عرصهء رزم پايدارى كردند ولى برترى از آن بنى عامر بود .