و قائلة ما غاله ان يزورنا * و قد كنت عن تلك الزيارة فى شغل
و قد أدركتنى و الحوادث جمة * مخالب لا ضعاف و لا عزل
سراع الى الجلى بطاء عن الخنا * رزان لدى الباذين فى غير ما جهل
لعلهم ان يمطرونى بنعمة * كما صاب ماء المزن فى البلد المحل
فقد ينعش الله الفتى بعد ذلة * و قد تبتنى الحسنى سراة بنى عجل
همين كه اشعار بالا را از او شنيدند ، آزادش كردند .
نعيم و عوف ، دو پسر قعقاع بن معبد بن زراره و چند تن ديگر از بزرگان تميم اسير شدند .
حكيم بن جذيمة بن أصيلع نهشلى نيز كشته شد . و در اين جنگ جز او هيچ كس ديگرى از نهشل شركت نكرده بود .
بكر ، پس از اين جنگ ، برگشت و در راه خود به سه تن از بنى عنبر برخورد كه با قوم خود كوچ نكرده بودند .
اين سه تن همين كه ديدند مردان بكر شتران ايشان را مىرانند .
رفتند و شترهاى خود را پس گرفتند .
شاعران بسيارى دربارهء اين روز شعر ساختهاند . از اين اشعار يكى شعر ابو مهوش قفعسى است كه تميم را دربارهء روز لقيط نكوهش مىكند :
فما قاتلت يوم الوقيطين نهشل * و لا الأنكد الشؤمى فقيم بن دارم
و لا قضبت عوف رجال مجاشع * و لا قشر الأستاه غير البراجم
ابو الطفيل عمرو بن خالد بن محمود بن عمرو بن مرثد گفته است :
حكت تميم بركها لما التقت * راياتنا ككواسر العقبان
دهموا الوقيط بجحفل جم الوغى * و رماحها كنوازع الاشطان