پيكار سهمگينى را آغاز كردند .
شيبان ، پس از كشتن گروهى از سواران تميم ، سرانجام شكست خورد . و از شيبان نيز گروهى كشته و گروهى اسير شدند .
يكى از اسيران ، هانئ بن قبيصه بود كه با پرداخت سربها آزادى خويش را باز خريد و رهائى يافت .
متمم بن نويره دربارهء اين روز گفته است :
لعمرى لنعم الحى اسمع غدوة * اسيد و قد جد الصراخ المصدق
و اسمع فتيانا ، كجنة عبقر * لهم ريق عند الطعان و مصدق
اخذن بهم جنبى افاق و بطنها * فما رجعوا حتى ارقوا و اعتقوا
عوام بن شوذب شيبانى نيز دربارهء اين روز گفته است :
قبح الإله عصابة من وائل * يوم الا فاقة اسلموا بسطاما
و رأى ابو الصهباء دون سوامهم * طعنا يسلى نفسه و زحاما
كنتم اسودا فى الوغى فوجدتم * يوم الافاقة فى الغبيط نعاما
عوام دربارهء اين روز شعر بسيار ساخت و چون زياد درين قسمت پافشارى كرد ، بسطام شتران او را گرفت . لذا مادرش گفت :
أرى كل ذى شعر اصاب بشعره * خلا ان عواما بما قال عيلا
فلا ينطقن شعرا يكون جوازه * كما شعر عوام اعام و ارجلا