روز اياد كه روز اعشاش و روز عظالى است
اين روز را از آن جهة روز عظالى خواندهاند كه ابو الصهباء بسطام بن قيس شيبانى و هانئ بن قبيصه و مفروق بن عمرو بر سر رياست با هم تعاظل و مشاجره كردهاند .
بكر زير دست دولت ايران بود و ايرانيان اين قبيله را گرامى مىداشتند و پشتيبانى مىكردند .
سيصد تن از مردان بكر ، از سوى حاكم عين التمر آمده بودند و مىخواستند از فرود آمدن بنى يربوع در الحزن جلوگيرى كنند .
بنى عتيبه و بنى عبيد و بنى زبيد در الحزن گرد آمدند . آنگاه بنى زبيد به الحديقه و بنى عتيبه و بنى عبيد به روضة الثمد رفتند .
لشكر بكر پيش رفت تا در حضبةالحصى فرود آمد . از آن جا بسطام بن قيس در الحديقه يك سياهى ديد . در همان هنگام چشمش به جوانى افتاد كه او را مىشناخت .
بسطام چون چندى در بند اسارت عتيبه گرفتار مانده بود با همهء جوانان بنى ثعلبه آشنائى داشت .
بارى ، بسطام از آن جوان پرسيد :