روز جدود
اين روز روزى است كه در ميان قبيلهء بكر بن وائل و قبيلهء بنى منقر ، از تميم ، جنگى در گرفته است .
داستان آن از اين قرار است :
ميان حوفزان ، كه نامش حارث بن شريك شيبانى بود با بنى سليط بن يربوع پيمان صلح و متاركهء جنگ برقرار بود .
ولى حوفزان در انديشهء پيمان شكنى افتاد و به عزم پيكار ، افراد بنى شيبان و ذهل و اللهازم را گرد آورد و حمران بن عبد عمرو بن بشر بن عمرو نيز فرماندهى آنان را يافت .
آنگاه عازم جنگ شد و اميدوار بود كه ناگهانى بر بنى يربوع بتازد و آنان را غافلگير كند . ولى عتيبة بن حارث بن شهاب قبلا از حركت ايشان آگاه شد و قوم خود را نيز آگاه كرد و در نتيجهء اين اخطار ، كسان او بموقع آمادگى يافتند و ميان حوفزان و آب حائل شدند .
حوفزان كه چنين ديد ، به عتيبه گفت :
« همراه تو جز گروه اندكى نيست ولى با من طوائفى از بنى بكر هستند . اگر من بر شما پيروزى يابم شمار افرادتان از اين نيز كمتر خواهد شد ولى اگر شما به من چيره شويد جز گروهى از