جنگ سليم و شيبان
ابو عبيده گفته است :
لشكرى از بنى سليم به فرماندهى نصيب سلمى براى حمله بر قبيلهء بكر بن وائل حركت كرد .
در راه ، مردى از بنى شيبان ، كه صليع بن عبد غنم نام داشت و بر اسب خود كه آن را بحراء مىناميد ، سوار بود ، به آنان رسيد و پرسيد :
« به كجا مىرويد ؟ » پاسخ دادند :
« مىخواهيم بر بنى شيبان حمله كنيم . »
گفت :
« پس بگذاريد شما را اندرزى بدهم : از بنى شيبان بپرهيزيد .
به خدا سوگند مىخورم كه اگر با آنان در افتيد ، جنگاورانشان سوار بر سيصد اسب اخته بر شما خواهند تاخت ، سواى آنان كه بر نريان و ماديان سوارند . »
آنان به سخن وى گوش ندادند و انديشهء حمله بر بنى شيبان را از سر بيرون نكردند .
صليع ، همين كه از آنان دور شد ، اسب خود را تازاند و شتابان