به نزد قوم خود رفت و آنان را از هجوم دشمن آگاه ساخت .
مردان شيبان به شنيدن اين خبر بيدرنگ سوار شدند و آمادهء كارزار گرديدند .
ديرى نگذشت كه لشكر بنى سليم رسيد و با شيبان كه چشم به راه دشمن بود به جنگ پرداخت .
درين جنگ قبيلهء بنى سليم شكست خورد و بسيارى از ايشان كشته و بسيارى اسير شدند و جز گروهى اندك ، رهائى نيافتند .
نصيب فرماندهء لشكرشان نيز به بند اسارت در آمد .
او را عمران بن مره شيبانى اسير كرد و گردنش را زد .
صليع درين باره گفت :
نهيت بنى زعل غداة لقيتهم * و جيش نصيب و الظنون تطاع
و قلت لهم : ان الحريب و راكسا * به نعم ترع المرار رتاع
و لكن فيه الموت يرتع سريه * و حق لهم ان يقبلوا و يطاعوا
متى تأته تلقى على الماء حارثا * و جيشا له يوفى بكل بقاع