تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
« براى نبرد تن به تن يكى ازين سه كار را برگزين : يا كشتى ، يا نيزه بازى ، يا شمشير بازى . » جساس كشتى را برگزيد . و براى كشتى با هم در افتادند . ولى همين كه يكى از آن دو مىخواست پيروزى يابد ، يارانشان پيش مىآمدند و آن دو را از هم جدا مىكردند . و پس از چند دقيقه باز آنان را براى نبرد آماده مىساختند و به جان هم مىانداختند . و آنان باز سرگرم كشتى مىشدند . بدين ترتيب ، يك بار نزديك بود جساس ، ابو نويره را بر زمين زند كه باز آن دو را از هم جدا كردند . پس از اين پيشامد ، تغلب با سر سختى بسيار در صدد دستگيرى جساس بر آمد . پدرش ، مره ، كه جان وى را در خطر ديد به دو گفت : « به شام پيش دائىهاى خود برو . » او اين پيشنهاد را نپذيرفت . ولى پدرش اصرار ورزيد و او را پنهانى با پنج تن ديگر به شام فرستاد . مهلهل كه اين خبر را شنيد ، ابو نويره را با سى تن از مردان دلير قبيله‌اش به دنبال جساس فرستاد . اينان شتابان در پى جساس تاختند تا به دو رسيدند . جنگ ميانشان در گرفت و ابو نويره و يارانش كشته شدند و از آنان بيش از دو تن زنده نماندند . جساس نيز زخمى سخت برداشت و از همان زخم در گذشت و از ياران او نيز ، جز دو تن ، همه به قتل رسيدند . كسانى كه جان بدر برده بودند به نزد قوم و قبائل خود برگشتند .