افراد قبيله بكر خير و بركتى نخواهد داشت . »
و نيز گفته شده است :
« همام در روز « قصيبات » ، پيش از روز « قضه » ، به قتل رسيد و كسى كه او را كشت ناشره نام داشت .
همام او را از سر راه برداشته و پرورش داده و ناشره ناميده بود .
ناشره در نزد همام به سر مىبرد و هنگامى كه بزرگ شد دانست كه از قبيلهء تغلب است و از قبيلهء بكر نيست .
در آن روز ، همام كه سر گرم زد و خورد بود ، تشنه شد و رفت و مشك آبى را كه داشت برگرفت تا آب بنوشد .
در اين هنگام ناشره فرصت را غنيمت شمرد و او را غافلگير كرد و كشت و به قوم خود ، تغلب ، پيوست . »
نزديك بود كه جساس ، قاتل كليب كه اين فتنه را بر پا كرده بود ، نيز اسير شود ولى رهائى يافت . و مهلهل گفت :
لو ان خيلى ادركتك وجدتهم * مثل الليوث بسترغب عرين
همچنين مىگويد :
و لاوردن الخيل بطن اراكة * و لا قضين بفعل ذاك ديونى
و لا قتلن جحاجحا من بكر كم * و لا بكين بها جفون عيون
حتى تظل الحاملات مخافة * من وقعنا يقذفن كل جنين
دربارهء ترتيب روزهاى مذكور ، جز آنچه ما شرح داديم ، نيز گفته شده است كه به خواست خداى بزرگ به ذكر آنها خواهيم پرداخت .
ابو نويرهء تغلبى و چند تن ديگر پيشروان قوم خود بودند .
جساس و ديگران نيز در صف مقدم قبيلهء خود قرار داشتند .
در يكى از شبها جساس و ابو نويره با هم روبرو شدند .
ابو نويره به جساس گفت :