سرانجام پيش يكى از تبعهاى يمن رفتند . [ ( 1 ) ] تبعها نيز در چشم عرب ، همانند خلفا در چشم مسلمانان بودند .
از او خواستند كه يكى را به پادشاهى ايشان گمارد و او نيز حجر بن عمرو آكل المرار را پادشاه ايشان ساخت .
حجر به نزد ايشان روانه شد و در « بطن عاقل » فرود آمد و بر قبيلهء بكر حمله برد و آنچه را كه لخميان از سرزمين بكر در دست داشتند گرفت و بدين گونه زيست تا در گذشت و در همان بطن عاقل به خاك سپرده شد .
پس از مرگ او پسرش ، عمرو بن حجر آكل المرار ، به فرمانروائى رسيد .
او را « مقصور » مىخوانند كه به معنى محدود و مقيد است و اين لقب را از آن رو به وى دادهاند كه هم خود را محدود به نگهدارى قلمرو فرمانروائى پدر خود كرده بود و انديشهء گسترش آن را در سر نمىپروراند .
برادر او ، معاوية الجون ، نيز در يمامه به سر مىبرد .
پس از در گذشت عمرو ، پسرش حارث ، به پادشاهى رسيد كه در فرمانروائى بسيار سختگير بود و بانگى تند و رسا داشت .
در روزگار قباد پسر فيروز شاهنشاه ساسانى - چنان كه پيش از اين ياد كرديم - مزدك برخاست و مردم را به زندقه فرا خواند .
قباد نيز به دو گرويد .
در آن زمان منذر بن ماء السماء ، پادشاه دست نشاندهء شاهنشاه ايران بود كه بر حيره و نواحى وابستهء بدان فرمانروائى مىكرد .
هامش
[ ( 1 ) ] - تبع ( به ضم تاء و فتح باء مشدد ) لقب گروهى از پادشاهان يمن بوده است .
مترجم