ميان برد .
بعد بر قبيلهء غطفان منت گذاشت و زنانى را كه ايشان اسير گرفته بود به ايشان بر گرداند و تنها دارائى ايشان را گرفت .
زهير دربارهء اين پيروزى شعر زير را ساخته است :
فلم تصبر لنا غطفان لما * تلاقينا و احرزت النساء
فلو لا الفضل منا ما رجعتم * الى عذراء شيمتها الحياء
فدرنكم ديونا فاطلبوها * و اوثارا و دونكم للقاء
فانا حيث لا يخفى عليكم * ليوث حين يحتضر اللواء
فقد اضحى لحى بنى جناب * فضاء الارض و الماء الرواء
نفينا نخوة الاعداء عنا * بارماح اسنتها ظماء
و لو لا صبرنا يوم التقينا * لقينا مثل ما لقيت صداء
غداة تضرعوا لبنى بغيض * و صدق الطعن للنوكى شفاء
( در جنگى كه ميان ما روى داد ، قبيلهء غطفان پايدارى نكرد و شكست خورد و زنان ايشان گرفته شدند .
اى مردم قبيلهء غطفان ، اگر لطف ما نبود ، شما ديگر به زنان پاكدامن خود دسترس نمىيافتيد .
اينك آنان را بگيريد و ببريد و از همبسترى و ديدارشان كامياب شويد .
بر شما پوشيده مباد كه هر گاه درفش جنگ در اهتزاز در آيد ما همانند شير مردان خواهيم بود .
اكنون ديگر پهنه زمين و آبهاى گوارا در اختيار قبيلهء بنى جناب قرار گرفته است .
ما غرور و خود پسندى دشمنان خويش را از خود دور ساختيم و در هم شكستيم آن هم با نيزههائى كه تشنگى ما به جنگ ، نوك آنها را تيز كرده است .