تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
ميان برد . بعد بر قبيلهء غطفان منت گذاشت و زنانى را كه ايشان اسير گرفته بود به ايشان بر گرداند و تنها دارائى ايشان را گرفت . زهير دربارهء اين پيروزى شعر زير را ساخته است :
فلم تصبر لنا غطفان لما * تلاقينا و احرزت النساء فلو لا الفضل منا ما رجعتم * الى عذراء شيمتها الحياء فدرنكم ديونا فاطلبوها * و اوثارا و دونكم للقاء فانا حيث لا يخفى عليكم * ليوث حين يحتضر اللواء فقد اضحى لحى بنى جناب * فضاء الارض و الماء الرواء نفينا نخوة الاعداء عنا * بارماح اسنتها ظماء و لو لا صبرنا يوم التقينا * لقينا مثل ما لقيت صداء غداة تضرعوا لبنى بغيض * و صدق الطعن للنوكى شفاء
( در جنگى كه ميان ما روى داد ، قبيلهء غطفان پايدارى نكرد و شكست خورد و زنان ايشان گرفته شدند . اى مردم قبيلهء غطفان ، اگر لطف ما نبود ، شما ديگر به زنان پاكدامن خود دسترس نمىيافتيد . اينك آنان را بگيريد و ببريد و از همبسترى و ديدارشان كامياب شويد . بر شما پوشيده مباد كه هر گاه درفش جنگ در اهتزاز در آيد ما همانند شير مردان خواهيم بود . اكنون ديگر پهنه زمين و آب‌هاى گوارا در اختيار قبيلهء بنى جناب قرار گرفته است . ما غرور و خود پسندى دشمنان خويش را از خود دور ساختيم و در هم شكستيم آن هم با نيزه‌هائى كه تشنگى ما به جنگ ، نوك آنها را تيز كرده است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت