فرزندان بغيض با دارائى و خانوادههاى خويش حركت مىكردند و براى دفاع از زن و بچه خود سخت جنگيدند و سرانجام بر دشمن خود ، صداء ، پيروزى يافتند و گروه بسيارى از آنان را كشتند .
اين پيروزى مايهء برترى و سربلندى فرزندان بغيض شد و دارائى ايشان را فزونى بخشيد .
وقتى اين كاميابى را ديدند به خود باليدند و گفتند :
« به خدا ما نيز حرمى ترتيب خواهيم داد مانند مكه كه در آن هيچ صيدى كشته نشود و هيچ پناهندهاى آسيب نبيند . »
از اين رو ، حرمى ساختند و فرزندان مرة بن عوف نيز متولى آن شدند .
زهير بن جناب ، وقتى از انجام اين كار و ساير تصميماتى كه فرزندان بغيض گرفته بودند ، آگاهى يافت ، گفت :
« به خدا سوگند تا من زندهام هرگز نخواهم گذاشت قبيلهء غطفان چنين حرمى داشته باشد . »
اين بود كه در ميان كسان خود جار زد و همه را پيرامون خويش گرد آورد و آنان را از حال غطفان و آنچه دربارهء ايشان شنيده بود آگاه ساخت و گفت :
« بهترين شاهكارى كه من و همهء شما مىتوانيم بكنيم اين است كه آنان را از انجام چنين كارى باز داريم . »
ياران زهير سخن او را تصديق كردند و با او همراه شدند .
زهير به دستيارى ايشان با غطفان در افتاد و خسته كنندهترين و سختترين جنگ را كردند تا بر آنان چيره شد و پيروزى يافت و به مراد خود رسيد و يكى از سواران غطفان را گرفت و در حرمى كه ساخته بودند كشت و بدين گونه ، قدس و حرمت آن حرم را از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 242
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٢