تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
همچنان بىحركت ماند تا او را برنيانگيزد و كارى نكند كه او ضربهء ديگرى بزند . تيمى ، سپس پيش كسان خود رفت و به آنان مژده داد كه زهير را كشته است . آنان نيز از اين مژده شاد شدند . از سوى ديگر ، زهير كه از اين زخم كشنده جان بدر برده بود و جز اندكى از يارانش در پيشش نبودند به آنان دستور داد تا اين طور وانمود كنند كه او مرده است . و از قبيله‌هاى بكر و تغلب براى تدفين وى اجازه بگيرند . همين كه آنان اجازه دادند ، چيزى را در ميان جامه‌اى جاى دهند و آن را به گونه‌اى جدى در ميان قوم خود بگردانند . آنان اين دستور را به كار بستند و از بكر و تغلب اجازه خواستند تا وى را به خاك بسپارند . آنگاه گورى گود كندند و آن جامه را دفن كردند چنان كه هر كس آن را مىديد شكى برايش نمىماند كه مرده‌اى در ميان آن است . بعد شتابان پيش قوم خود رفتند . و زهير گروه‌هائى را براى جنگ گرد آورد . ديرى نگذشت كه قبائل بكر و تغلب خبردار شدند كه زهير زنده است و آنان فريب خورده‌اند . ابن زيابه كه اين خبر را شنيد ، گفت :
طعنة ما طعنت فى غلس اللي * ل زهيرا و قد توافى الخصوم حين يحمى له المواسم بكر * اين بكر و اين منها الحلوم خاننى السيف اذا طعنت زهيرا * و هو سيف مضلل مشتوم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت