فرشتگانى را فرستاد كه در ميان مسيح و يهوديان حائل شدند . آنگاه كسى را كه راهنماى يهوديان به سوى مسيح شده بود ، به گونه مسيح در آورد و همانند او ساخت .
يهوديان نيز او را به جاى عيسى گرفتند و بردار كردند .
هر چه گفت : « من عيسى نيستم و كسى هستم كه شما را به خانهء عيسى برد . » ، به حرفش التفاتى نكردند و او را كشتند و به دار آويختند .
همچنان كه پيش از اين گذشت ، خداوند مسيح را به گفته برخى : سه ساعت و به گفتهء برخى ديگر : هفت ساعت از اين جهان برد . بعد ، او را زنده كرد و بر آسمان برد .
سپس به دو فرمود :
از آسمان پائين برو و مادرت ، مريم ، را ببين . زيرا او در سوگ مرگ تو ، چنان گريسته كه هيچ كس مانند او نگريسته و چنان اندوهگين شده كه هيچ كس مانند او اندوهگين نشده است .
عيسى پس از هفت روز به نزد مريم فرود آمد و هنگام فرود آمدن او كوه از شدت روشنائى مانند آتش درخشش و فروزندگى يافت .
مريم در پاى دار ، براى كسى كه به دار آويخته شده بود ، گريه مىكرد و در كنار وى نيز زن ديگرى ديده مىشد كه عيسى وى را از ديوانگى بهبود بخشيده بود .
عيسى از آن دو زن پرسيد :
« شما براى چه در اين جا گريه مىكنيد ؟ » گفتند :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 35
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٥