به او گفتند :
« در ميان فرزندان اسرائيل مردى بود كه معجزاتى نشان مىداد مانند زنده كردن مردگان و آفريدن پرندهاى از گل و خبر دادن از غيب . اين مرد به يهوديان مىگفت كه پيغمبر خداست . ولى يهوديان با او به دشمنى برخاستند و او را كشتند . »
پادشاه گفت :
« واى بر شما ! چه چيز شما را باز داشت از آن كه ظهور چنين مردى را از من پنهان كنيد ؟ اگر من پيش از اين از آنچه روى داده خبر دار مىشدم نمىگذاشتم كه ميان او و آنان جدائى بيفتد . »
آنگاه كسانى را به نجات حواريان فرستاد و ايشان را از چنگ يهوديان رهائى بخشيد .
سپس از حواريان دربارهء دين عيسى پرسش كرد . آنان نيز او را از حقيقت اين كيش آگاه ساختند .
هيرودس پيرو آئين ايشان شد و مردى را كه بردار بود و گمان مىبردند عيسى است از دار فرود آورد و به خاك سپرد .
آن چوب را هم كه او بدان آويخته شده بود بر گرفت و ( به عنوان : صليب مقدس ) نگهدارى كرد و گرامى داشت .
آنگاه با فرزندان اسرائيل كه در آزار عيسى و حواريان كوشيده بودند ، به دشمنى پرداخت و گروه بسيارى از ايشان را كشت .
رواج مسيحيت در روم از آن تاريخ پايه گرفته است .
و نيز گفته شده است :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٧