تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
اسرائيلى بود كه يوشع نام داشت . و نيز گفته شده است : همين كه خداوند مسيح را آگاه ساخت كه از جهان خواهد رفت ، مسيح از مرگ هراسان و بيتاب شد و براى حواريان طعامى آماده كرد و به ايشان گفت : « امشب پيش من بيائيد چون با شما كارى دارم . » وقتى همه گرد آمدند به ايشان شام داد و بر خاست و از ايشان پذيرائى كرد . همين كه مهمانى و پذيرائى به پايان رسيد به شستن دست‌هاى ايشان پرداخت . به دست خود دستشان را مىشست و با جامهء خود دستشان را پاك مىكرد . اين كار عيسى را نپسنديدند و نمىخواستند بدان تن در دهند ولى عيسى گفت : « امشب هر كس از كارى كه من مىكنم سرباز زند ، از من نيست . » حواريان ناچار سر فرود آوردند تا او آن كار را به پايان رساند . بعد گفت : « اما من از آن رو ، از شما مهمانى و پذيرائى كردم و دستهاى شما را به دست خود شستم تا براى شما در فروتنى و خدمتگزارى سر مشق باشم كه هيچيك از شما بر ديگرى نبالد و بزرگى نفروشد . اما نيازى كه به شما دارم اين است كه مىخواهم از شما در خواست كنم تا دست دعا به درگاه پروردگار برداريد و امشب در دعا بكوشيد و از خدا بخواهيد كه مرگ مرا عقب بيندازد . » حواريان هنگامى كه خواستند خود را به دعا سرگرم سازند ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت