تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
مىيافت ، به ويژه از آن رو كه قباد نيز پيرو او شده بود - زيرا به كاميابى از زنان علاقهء بسيار داشت . [ ( 1 ) ] مزدك روزى به قباد گفت : « اكنون نوبت من است تا از همسر تو كه مادر انوشيروان است كام گيرم ! » قباد به خواستهء او تن در داد . ولى انوشيروان برخاست و پيش مزدك رفت و كفش‌هاى او را از پايش در آورد و دو پاى او را بوسيد و ميانجيگرى و التماس كرد كه به مادرش دست نزند و او كه مىتواند در جاهاى ديگر از هر زنى بهره‌مند شود به اين يك كارى نداشته باشد . مزدك نيز از خواهش خود دست برداشت و از مادر انوشيروان چشم پوشيد . او همچنين ، كشتن حيوانات را حرام كرد و گفت : « آنچه از زمين مىرويد و آنچه از حيوان به دست مىآيد مانند تخم مرغ و شير و روغن و پنير براى خوراك مردم كافى است . ديگر نيازى به ريختن خون حيوانات نيست . » آئين مزدك مردم را دچار آسيب بزرگى ساخت - به ويژه
هامش
[ ( 1 ) ] - تفصيل اين اجمال آن كه مزدك نزد قباد آمده دعوى پيغمبرى كرد . و در زير آتشكده سردابه‌اى ترتيب داده ، سوراخى متصل به آتش گذاشته ، شخصى را در آن جا پنهان ساخت و با قباد گفت : « معجزهء من آن است كه آتش با من سخن مىگويد . » پادشاه به آتشكده حاضر گشته ، در حضور قباد آنچه خواست به آتش گفت و شنود كرد . قباد فريفتهء مزدك شد و مذهب او را قبول كرد . ( روضة الصفا ، چاپ خيام ، ج اول ، ص 775 )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 318 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت