شاهنشاه ساسانى در نامهء خود از شاپور خواست كه با لشكر خود پيش وى بيايد .
شاپور مهران دستور او را به كار بست و نزد او رفت .
قباد كه قصد كشتن سوخرا را داشت ، اين موضوع را با او در ميان نهاد و از او خواست كه اين راز را پنهان دارد .
روزى شاپور پيش قباد رفت و ديد سوخرا نيز در نزد اوست .
فرصت را غنيمت شمرد و او را غافلگير كرد و كمندى به گردش انداخت و او را گرفت و به زندان افكند .
بعد ، قباد او را خفه كرد و نعشش را پيش خانوادهاش فرستاد و شاپور رازى را جانشين وى ساخت .
در روزگار قباد مزدك برخاست و آئين تازهاى آورد كه برخى از قسمتهاى آن با دين زرتشت برابرى مىنمود و قسمتهاى ديگرش را كاسته و افزوده بود و ادعا مىكرد كه مردم را به شريعت ابراهيم خليل فرا مىخواند همچنان كه زرتشت نيز دين خود را بر همان پايه آورده است .
مزدك همهء زنان را به مردان حلال ساخت و همه كارهاى ناروا را روا شمرد و در استفاده از اموال و املاك و زنان و غلامان و كنيزان براى عموم مردم حقى يكسان قائل شد چنان كه هيچ كس در بهره بردارى از هيچ چيز به ديگرى برترى نداشته باشد .
گروهى از فرومايگان و عوام پيرو او شدند و شمار آنان فزونى يافت تا به دهها هزار تن رسيدند .
مزدك زن يكى را مىگرفت و از آن كامياب مىشد و به ديگرى مىداد . همين شيوه را دربارهء دارائى و بردگان و باغها و كشتزارها و چارپايان و دامهاى مردم به كار مىبرد .
بدين گونه روز بروز نيرومندتر مىشد و چيرگى بيشترى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١٧