فراهم آورد كه ناگزير به دورى از زادگاه خود نشوند . [ ( 1 ) ]
بلاش شهر ساباط را در نزديكى مدائن ساخت . [ ( 2 ) ]
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
مأمور مذاكرهء صلح با ارمنىها سردار ايرانى موسوم به كشن اسپنداذ ، ملقب به نخوارگ ، بود كه زرمهر او را مأمور مذاكره با ارمنيان كرده بود .
بلاش در جزو مواد شرايط حاضر نبود موافقت كند كه آتشكدهها در ارمنستان خاموش شود ولى ناگهان زرير ( به ارمنى : زاره ) يكى از پسرهاى فيروز به دعوى تاج و تخت برخاست .
واهان جوانمردى كرده با سواره نظام ارمنى به يارى بلاش شتافت ، و زرير دستگير و كشته شد .
بلاش به پاس اين خدمت با قرار داد صلح موافقت كرده واهان را مرزبان ارمنستان كرد .
( ايران در عهد باستان ، دكتر مشكور ، ص 426 )
[ ( 1 ) ] - مورخان مسيحى نيز بلاش را به حسن نيت ستودهاند . ولى در كتاب منسوب به استيليس آمده كه روحانيون زرتشتى با او خوب نبودند زيرا او مىخواست به تقليد گرمابههاى يونانى در ايران گرمابه بسازد . زيرا به عقيده ايشان استحمام در آب گرم گناه محسوب مىشد .
و چون خزانهء دولت هم تهى بود . و بلاش پول براى پرداخت به لشكر نداشت بزرگان نيز از او رنجيده خاطر شدند و پس از چهار سال پادشاهى ، او را از شاهى انداختند و كور كردند . . . ( 488 ميلادى ) ( ايران در عهد باستان ، ص 427 )
[ ( 2 ) ] - ساباط ( يا : بساباط ) معرب بلاس آباد يا بلاش آباد است كه در بقيه ذيل در صفحه بعد