بلاش هميشه رفتارى نيك داشت و به آبادانى شهرها و ساختن بناها علاقمند بود .
هر گاه مىشنيد كه خانهاى در قريهاى ويران شده و اهل خانه از آن جا رفته و جلاى وطن كردهاند حاكم آن قريه را كيفر مىداد و توبيخ مىكرد زيرا در جلوگيرى از شيوع فقر و فاقه غفلت ورزيده و نتوانسته بود وسائل رفاه و آسايش مردم را طورى
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
امور داخلى ايران و در مشاجرات و رقابتهاى مدعيان تخت و تاج ايران نيز مداخله مىكرد .
نويسندگان اسلامى نوشتهاند كه اخشنواز دختر فيروز را پس داد ولى در حقيقت اين دختر مسترد نشد و پادشاه هياطله از او دخترى پيدا كرد كه بعد زوجهء قباد اول شد .
پس از صلح با هياطله بلاش توجه خود را به سوى ارمنستان معطوف داشته ، واهان ماميكونى ، سردار ارامنه براى انعقاد قرار داد صلح بين ايران و ارمنستان اين شرايط را پيشنهاد كرد :
اولا : آزادى مذاهب در ارمنستان اعلان شود ، و ارامنه در اختيار دين آزاد باشند .
ثانياً : آتشكدههاى ارمنستان ويران و خاموش گردد .
ثالثا : اگر از ارامنه كسى دين زرتشت را اختيار كند به او منصب و شغل دولتى ندهند .
رابعا : شاهنشاه ايران شخصا بدون واسطه امور ارمنستان را اداره كند .
بقيه ذيل در صفحه بعد