تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

سخن دربارهء بلاش ، پسر فيروز

پس از فيروز ، پسرش بلاش به جايش نشست و ميان او و برادرش قباد نزاعى واقع شد كه قباد پيروز گرديد و پادشاهى را از او گرفت . بلاش همين كه به فرمانروائى رسيد ، سوخرا را گرامى داشت و او را ، به خاطر خدماتش ، مورد نوازش قرار داد [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - بلاش ، در آغاز كار به دفع فتنهء هياطله پرداخت و زرمهر ( سوخرا ) فرمانرواى سكستان را مأمور ساخت كه با اخشنواز داخل مذاكره شده ، قرار داد صلحى منعقد سازد . اخشنواز حاضر شد كه اسيران را با غنائمى كه از سپاه ايران گرفته بود پس دهد مشروط بر اين كه پادشاه ايران ساليانه مبلغى خراج به دولت هياطله بپردازد . پروكوپيوس مىنويسد كه ايران دو سال به دولت هياطله باج مىداد . از اين ببعد ديگر قوم هياطله هم پيمان ايران به شمار نمىرفت بلكه قوم مخدوم در سرورى به شمار مىآمد كه علاوه بر دريافت خراج هنگفت ساليانه ، در بقيه ذيل در صفحه بعد