تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و نيز گفته شده است : بهرام ، پس از فراغت از جنگ با خاقان و روميان به سوى سرزمين يمن رفت و داخل شهرهاى سودان شد و جنگجويان آن سرزمين را از پاى در آورد و مردم بسيارى را اسير كرد و به كشور خويش بازگشت . بهرام در پايان فرمانروائى خويش روزى به شكار رفت و يك ماده بز كوهى ديد و در پى آن شتافت و ناگهان به چاهى سرنگون شد و غرق گرديد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : را به دفاع تشجيع مىكرد و حتى منجنيق بزرگى تعبيه كرده و يكى از شاهزادگان را با سنگى به دست خود كشت . بالاخره بهرام به پروكوپيوس ، سردار رومى ، پيغام داد كه هر كدام از طرفين پهلوانى به ميدان بفرستند و پهلوان هر كدام از دو طرف مغلوب شد ، آن طرف ، جنگ را برده است . اتفاقا پهلوان رومى فاتح شد و بهرام طبق قولى كه داده بود ، دست از جنگ كشيد و در سال 422 ميلادى صلحى بين دو دولت امضا شد كه به موجب آن ايرانيان در كشور خود به مسيحيان آزادى مذهب دادند و نظير همين آزادى را هم روميان دربارهء زرتشتيان مقيم بيزانس قائل شدند . به قول گيبون ، مورخ انگليسى ، اسقف شهر « آمد » كه آگاسيون نام داشت تمام ظروف طلا و نقرهء كليساى حوزهء خود را آب كرده فروخت و از پول آن هزار تن اسير ايرانى را باز خريد و براى نشان دادن حسن نيت و انسان دوستى از بند آزاد كرده ، به نزد بهرام فرستاد . بر اثر اين صلح ، موافقتنامه‌اى بين ايران و روم ، كه از زمان بقيه ذيل در صفحه بعد