بدين منظور پيش روميان رفت و مدتى نيز در ميانشان به سر برد تا روزى كه قيصر روم خوانى پهناور گسترده و مردم ، به ويژه نيازمندان ، را مهمان كرده بود .
مردم بسيارى در آن بزم گرد آمدند و شاپور نيز در جامهء درويشى بدان جا رفت تا هنگام صرف غذا قيصر را از نزديك بنگرد و بشناسد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
فرندزم ( به سكون دال و كسر زاء ) ، زن او ، نيز پس از آن كه مدت درازى در دژ ارتگرس مقاومت كرد ، شكست خورد و او را به ايران بردند و كشتند .
ممالك قفقاز ، مانند ايبرى ( گرجستان ) و آلبانى به موجب شرايط صلح از تصرف روم خارج شد و در قيموميت ايران قرار گرفت .
اما روميان تا اندازهاى پذيرفته بودند كه در مرمت « دروازههاى خزر » در تنگهء داريال ، كه ممالك جنوبى قفقاز را از هجوم اقوام وحشى محافظت مىكرد ، با ايران شركت جويند .
پس از يوويانوس ، والنسىين جانشين او شد .
او كشور روم را به دو روم غربى و شرقى تقسيم كرده و قسمت شرقى را به برادر خويش ، والنس ، سپرد .
شاهپور كه مىخواست ارمنستان را تحت نفوذ خود در آورد ، ارشك ، پادشاه آنجا ، را فريب داده او را به دربار خويش خواند و در همان جا وى را در زنجير نقره كشيده ، او را از دو چشم محروم ساخت . چنان كه در بالا گفتيم ، وى خود را كشت .
والنس ، امپراطور روم ، كوشيد كه پاپ ، پسر ارشك ، را دو بار بقيه ذيل در صفحه بعد