« شما شهرهاى ما را ويران كرديد و در آنها به تباهكارى و غارتگرى پرداختيد . يا بهاى آنچه را كه از ميان بردهايد به ما بپردازيد در عوض ، نصيبين را به ما واگذار كنيد . »
نصيبين ، سابق به ايرانيان تعلق داشت و بعد به چنگ روميان افتاد .
پيشنهاد شاپور پذيرفته شد و روميان اين شهر را به ايرانيان دادند .
بر اثر اين تغيير ، مردم نصيبين از آن جا رفتند و شاپور دوازده هزار خانواده ، از مردم استخر فارس و اصفهان و جاهاى ديگر را بدان شهر كوچ داد .
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
جنگ بين ايران و روم حضور داشته است .
با اين نامه ، وقوع جنگ حتمى بود ، و سفيرى كه پس از كنستانسيوس به دربار ايران فرستاده شد قادر بر جلوگيرى از جنگ نگرديد .
در اين احوال ، يك رومى كه به دولت ايران پناهنده شده بود ، به شاهپور و نيز گرومبياتس ، سلطان خيونها ، را ديده است ، شرح اين جنگ بهتر آنست كه به سوريهء بىدفاع حمله نمايد .
اميانوس مارسلينوس كه خود شاهد اين جنگ بود و از بالاى تپه ، شاهپور و نيز گرومبياتس ، سلطان خيونها ، را ديده است ، شرح اين جنگ را به خوبى داده است .
شاهپور در آغاز جنگ بر دژ اميدا ( آمد ) ، كه در ديار بكر كنونى باشد . حمله برد و آن قلعه را با زحمت بسيار گشود ، ( سال 359 ميلادى ) بعد ، بزابد ( بازبدى ) را تسخير كرد .
بقيه ذيل در صفحه بعد