تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
سپس به فارس برگشت و به جنگ با نيروفر ، فرمانرواى اهواز ، پرداخت . آنگاه به ارجان ، بعد به ميسان و طاسار ، و سپس سرق ( به ضم سين و فتح راء مشدد ) رفت و بر كرانه دجيل درنگ كرد و بر آن شهر دست يافت و سوق الاهواز را ساخت و از اين سفر جنگى با غنائم بسيار به فارس بازگشت . بعد ، از راه خوره و كازرون ، از فارس به اهواز برگشت و پادشاه ميسان ( دشت ميشان ) را كشت و در آن جا كرخ ميسان را ساخت و به فارس مراجعت كرد . سپس به اردوان نامه‌اى نگاشت . در اين نامه ، او را به پيكار فرا مىخواند و از او مىخواست كه جائى را براى جنگ معين كند . اردوان در پاسخ او نوشت : « من ، تا پايان مهرماه ، با تو در بيابان هرمز جان روبرو خواهم شد . » اردشير بر او پيشى گرفت و زودتر از اين موعد خود را بدان جا رساند و گرداگرد لشكرگاه خويش خندقى كند و آن را پر از آب كرد . اردوان با پادشاه ارمانيان بدان جا رسيد . اين دو تن با يك ديگر بر سر فرمانروائى زد و خورد داشتند و همين كه پاى اردشير پيش آمد با هم صلح كردند و سر گرم جنگ با اردشير بر او پيشى گرفت و زودتر از اين موعد خود را يارى مىنمودند . يك روز اردوان با اردشير نبرد مىكرد و روز بعد ، ديگرى . روزى كه نوبت جنگ با باب ، پادشاه ارمانيان ، بود اردشير در برابر وى تاب ايستادگى نداشت ، اما در روز پيكار با اردوان ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 193 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت