اخير - يعنى موصل - را با خشونت و پا فشارى شديد گرفت .
از موصل به سواد عراق رفت و بر آن سرزمين دست يافت و بر كرانهء دجله ، روبروى تيسفون كه در شرق مدائن قرار دارد ، شهرى ساخت كه در غرب واقع است و آن را به اردشير ناميد .
از سواد عراق به استخر فارس برگشت و از آن جا به سيستان رفت .
بعد به گرگان و سپس به نيشابور و مرو و بلخ و خوارزم رفت و به فارس برگشت و در جور ( گور ) فرود آمد . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
اردشير براى اين كه حسيات مردم را با خود موافق كند به جمع آورى اوستا پرداخت و مغها را ترويج و آتشكدههاى خاموش را روشن و مذهب زرتشت را مذهب رسمى ايران نمود و رئيس روحانيان را كه به لقب مؤبدان مؤبد ملقب بود به يكى از بلندترين مقامهاى دولتى ارتقاء داد .
براى پيشرفت مقاصد خود ، اردشير از نفرتى كه در مردم از آزادى مفرط و خود سرى پادشاهان و امراء محلى در دورهء اشكانيان و نيز از نارضامندى مغها در آن دوره حاصل شده بود . استفادههاى زيادى كرد .
توضيح آنكه امرا و شاهزادگان اشكانى را سخت و بيرحمانه تعقيب كرده بسيارى از آنها را بكشت .
از شاهزادگان اشكانى برخى به بين النهرين و هند و افغانستان كنونى فرار كردند و فقط عدهء قليلى در جاهاى كمى به واسطهء استحكام مواقع باقى ماندند و اردشير با آنها مماشات نمود ( مثل جنفس در طبرستان ) تاريخ ايران - تاليف مشير الدوله - چاپ خيام - ص 180 تا 182 )
[ ( 1 ) ] - اولين پادشاهان سلسلهء ساسانى را علاقهء طبيعى نسبت به بقيه ذيل در صفحه بعد