شدن او جلوگيرى كردند .
از اين رو پيش ياران خود بازگشت و آنان را از اين رويداد آگاه ساخت و گفت :
« هيچ زنى نمىزايد مگر اين كه من هنگام زايمان او حضور دارم و اميدوارم كسانى كه به وسيلهء آن نوزاد گمراه مىشوند بيش از كسانى باشند كه به راه راست در مىآيند . »
مريم ، نوزاد خود عيسى را به سرزمين مصر برد و دوازده سال در آن جا ماند و او را از مردم پنهان كرد .
تا چندى گهوارهء عيسى را به دوش خود بسته بود و - خوشهچينى مىكرد .
من مىگويم :
« گفته نخستين دربارهء زاده شدن عيسى در سرزمين قوم خود كه در قرآن آمده ، درستتر است و با فرمودهء خداى بزرگ تناسب بيشترى دارد كه مىفرمايد :
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ .
يا اينكه :
كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ؟
چنان كه پيش از اين دربارهء اين آيات سخن گفته شد .
و نيز گفته شده است :
مريم حضرت مسيح را ، پس از اين كه زاده شد ، همراه يوسف نجار به مصر ، در روستائى برد كه خداى بزرگ از آن ياد كرده است .
برخى پناهگاه او را روستائى در دمشق و برخى بيت المقدس دانسته و برخى نيز جز اين گفتهاند .
سبب اين كار او نيز بيم و هراس وى از پادشاه بنى اسرائيل بود كه يكى از روميان به شمار مىرفت و هيرودس نام داشت .
يهوديان هيرودس را گمراه كرده و به كشتن حضرت