تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
دربارهء سبب كشتن زكرياء جز اين هم گفته‌اند ، كه پيش از اين ذكرش گذشت . و نيز گفته شده است : هنگامى كه زايمان مريم نزديك شد ، خداوند به دو وحى فرستاد كه : « از سرزمين قوم خود بيرون برو زيرا ايشان بر تو دست خواهند يافت و به نكوهش تو خواهند پرداخت و تو و فرزندت را خواهند كشت . » از اين رو ، يوسف نجار مريم را به سوى مصر برد و هنگامى كه اين دو تن به حدود مصر رسيدند ، مريم دچار درد زايمان شد . پس از زايمان اندوهگين بود كه به دو گفته شد : لا تحزنى تا آخر آيه ، چنان كه پيش از اين آمد . از شاخه‌هاى نخل ، بر او خرما فرو مىريخت ، با اينكه فصل زمستان بود . هنگامى كه عيسى زاده شد سرهاى بت‌ها شكست ، از اين رو ، شياطين هراسان شدند و پيش ابليس رفتند و ابليس همين كه آن گروه را ديد ، سبب اجتماعشان را پرسيدند . آنان از آنچه پيش آمده بود ، او را خبر دار كردند . ابليس گفت : « بىگمان واقعهء بزرگى در روى زمين اتفاق افتاده است . » اين را گفت و پرواز كرد و از چشم آنان دور گرديد تا به جائى رسيد كه عيسى زاده شده بود . نگاهى كرد و ديد فرشتگان پيرامون او گرد آمده‌اند . دانست كه آن پيشامد بزرگ بستگى به دو دارد . خواست به عيسى نزديك شود ولى فرشتگان از نزديك