تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
آن هر نوع اراده اى كه باشد ، در حقيقت برخاسته از شوق است . بلكه بايد دانست كه هر اراده واختياري ابتدأ وآغازى دارد وآنچه كه داراى آغاز است ، سببي دارد ، وآنچه داراى سبب است از آنچه كه بالفعل سبب است پديد مى آيد ، وآنچه كه سبب بالفعل است موجب است ، واگر وصف ايجاب ، قوام نگيرد ، وصف سببيت بالفعل نيز منحل خواهد شد . بنابراين منشأ اراده ها اسبابى است كه همگى داراى صفت ايجاب بوده وجواز وامكان در آنها راه ندارد واينها همان دواعي افعال انسان است . آنگاه كه اين دواعي ، بر موانع چيره گشته وهمه چيز با آن هماهنگ گردد ، از هر طرف عزم وتصميم را احاطه مى نمايد وقوه عزم هم هيچ درنگ را روا نداشته واراده ها در تسخير أو قرار گرفته وأو اعمال آنها را تنفيذ مى كند ، وچه بسا كارى كه تو به فرجام آن آگاه بوده ودر آغاز ، در دفع آن قادر بوده اى ولى آنگاه كه در برابر آن قرار گرفته اى ، گويا قيد وبندهايى دستها وپاهاى تو را بسته وگويا زبانت از فرياد برآوردن ، بسته شده ودر نتيجة تو براي ترك آن هيچ اقدامى نكرده وفريادى بر نياورده اى ، بلكه تسليم آن امر گرديده وآن را انجام مى دهى . آيا اين امر بدون اسبابى كه قدر الهى آنها را تربيت مى كند ، تحقق مى پذيرد ؟ اينها معاني دقيقى است كه آثار ونشانه هاى آن اندك است ودر قوه ذكر نمى ماند واگر آنها را در ميان گمشده هاى حافظه خود به دست آورى ، خواهى گفت : چيزى جز نتيجة ذهن يا خوش باورى نيست ، ولى نمى دانى كه وهم به تو خيانت كرده وقفل ذكر وفكر تو گشوده نشده است .

پاسخ به يك اشكال

اگر كسى درصدد معارضه بر آمده واراده آفريدگار متعال را يادآور شود ( كه مستند به دواعي وأسباب نمى باشد ) بايد بداند كه اراده الهى به هيچ وجه با اراده مورد بحث ما ( اراده انسان ) قابل مقايسه نيست . كيست كه با اين رأى مساعدت