تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
مى كند البتة نگاهى با بصيرت وپرده را از روى قلب بر مى دارد ، پس فكر مى كند بسان تفكر عبرت گيرنده وتوفيق را در ذهن از كار افتاده اش مىدمد ، پس باز مى گردد به شكل پاره آتش سوزان ، در عين حال سالم مى شود واز معارضه وسوسه گر ديگر از ياران آن دشمنان ، در أمان مى ماند ودر اين هنگام چه بسا اميد مى رود كه سالم وسلامت باشد . اما اگر صوارف وموانع به اندازه آن دواعي وأسباب باشد أو را وأدار مى كند كه به مجمع بيگانه وگروههاى زيانكار ومقتولين توسط دشمنان وهمراهان آنان قرباني گشته ، احساس بي نيازى مى كند . وآن همراهان ، با همراهى آن مسنگدلان ، بر مسكين بيچاره حمله مى كنند وآن فقير مسكين ، مغلوب است ودر آن حال ميل مى كند به افرادى خدعه گر كه متحد شده اند وغالبا بال وپر پاسبانان به آنان نمى رسد ودست يا بي ندارد .

مبادى اراده

خداوند ، قلبت را نوراني وذهنت را تيز نمايد ، بدان كه هرگز اراده اى در تو پديد نمى آيد مگر اينكه قبل از آن ، صورتي مشخص را در قوه وهم خود ، تصور نمايى وآن صورت موجب تحقق همتي در تو شود كه آن همت تو را به سمت مقصودى سوق دهد ، وچه بسا آن عاملي كه وهم را به حركت وأمي دارد ، عقلي ثابت واستوار ويا ظن وگمانى مستولى ويا تخيلى لازم وانفكاك ناپذير است ، وگاهى نيز عامل مزبور ، ضابطه روشنى نداشته وناخود آگاه انديشه وخاطره اى ناپايدار در ذهن ، افكنده مى شود وچه بسا به غايت هايى ناپايدار واراده هايى ناتمام مى انجامد ، ولى نقش ذهني آنها در قالبهاى ذكر نمىگنجد وكار آمدترين اين نوع سانحه ها وخاطره هاى ذهني ، آن است كه با عادتي هماهنگ بوده ويا لذتى را به دنبال داشته باشد كه قوه شهوت آن را تأييد كند ويا با شعله اى از غضب درآميزد و