تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦

نقد نظريه حسن يا وجوب تكليف

بدان كه نظريه تو درباره حسن يا وجوب تكليف نيز بر پايه ميزان تو ، امرى مشكل ودشوار است . واگر در اين مورد به فتواى عقل خود رجوع كنى ، مى بيني كه اين مطلب بسان لقمه اى گلوگير است كه نمى توانى آن را فرو برى . اكنون براي روشن شدن آن ، مثالي مى آورم وآن اين كه : فردى گروهى را جمع نموده وبه آنان مى گويد : هر كس به اندازه يك وجب از اين تپه سنگريزه كم كند ، كوهى از طلا وتپه اى از ياقوت وزبرجد به أو مى دهم واگر مخالفت نمايد ، بيني أو را قطع وچشمانش را كور نموده ، أو را به دار آويخته وسرانجام خواهم كشت ، وحال آنكه فرد مزبور هيچ گونه نيازى به مشقت ورنج آن گروه نداشته واز بخل وتنگ نظري ، منزه است . بدين جهت انعام وترك آن نزد أو يكسان است ، زيرا خود ، هرگونه خيرى را دارا بوده وبر دفع هرگونه شرى نيز توانا مى باشد ، بنابراين ، رنج وزحمت ديگران براي أو فايده اى نمى بخشد كه عدم آن مايه خسران وزيان أو گردد . البتة فرض بر اين است كه أو با ما تفاوت دارد وچنين نيست كه انعام أو به خاطر اداى حق ويا جزاء برعملى ويابه انگيزه مدح وثناى ديگران باشد كه موجب مسرت أو گردد ، زيرا مدح وثناى مسرت بخش نيز فايده اى به شمار نمى آيد ، زيرا فرد مزبور ، مستغنى از آن است .

خلاصه بحث فوق

فرد مزبور با ما كاملا تفاوت دارد ، زيرا نه رنج وزحمت ديگران براي أو فايده اى دارد ، ونه مدح وثناء وسپاس ديگران وخوشنامى وشهرت در ميان افراد ، نزد أو ارزش واعتباري دارد ، ونه مخالفت تكاليف به أو زيانى رسانده ومايه يأس ونگرانى خاطر أو مى گردد . با اين همه ، اكثريت مكلفان در برابر تكاليف ، احساس