تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
قوه خشم آن را رهبرى نمايد ، وبه همين نحو است ساير معاني وسانحه هاى ذهني كه شمارش آنها از توان بيرون واستحضار آنها موجب ايذاء قوه تذكر مى باشد .

غايت فعل عابث ونائم

واين اعتقاد تو كه فعل ( عابث ونائم ) به غايتى نرسيده ومستند به غرضى نيست واز قصد ذهني سرچشمه نگرفته است ، وهم وپندارى بيش نيست بلكه چيزى كه در مورد فعل عبث وجود دارد اين است كه غايت عقلي وغرض فكرى ندارد ومبدأ وغايت آن از سنخ تخيل است انسان نائم نيز در حالت خواب ، داراى نوعي توهم است وبه واسطه آن توهم ، جنبش وحركت مى كند ، اگر چه اين جنبش أو ناشى از رأى ثابت يا اعتقاد ظني نيست ، بلكه برخاسته از نوعي اشاره گذرا وبرانگيزنده معنا مى باشد ، وگاهى نيز داراى نوعي احساس است كه نسبت آن به احساس انسان بيدار نسبت تلويح به فكر است ، هر چند احساس مزبور آشكار وراسخ ومركوز در ذهن نمى باشد . أصولا باطن انسان خوابيده ، بيدار وقوه وهم أو عامل ، وغريزه طلب وآرزوى أو مشغول رصد است ، تنها قواى ظاهري أو خوابيده اند نه قواى باطني وى ، وقوه شوق در درون أو سرپا وهوشيار است . در نتيجة ، سنحات ذهني انسان خوابيده آن گونه قوه شوق وى را تحريك مى كند كه در حال بيدارى قوه شوق تحريك مى كند ، خواه اين سوانح ذهني از قبيل الهام رأى باشد ويا از قبيل ايهام ظن ويا اينكه جنبشى از سوى خيال وشوق باشد كه با قوه عزم وتصميم همراه شده است ، وقوه عزم ، سلطان ومربى قوه حركت است ، پس هرگاه قوه شوق با أو همراه شده وياريش دهد قوه عزم را به تحريك عضو وأمي دارد ودر نتيجة فعل ، تحقق مى پذيرد . از اين بحث روشن شد كه هر فعل ارادى كه از انسان صادر مى شود مصدر ومنشأ
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي ) — صفحة 212 | محمد مهدي گرجيان