بلندپروازى تو در كشور دارى ناپديد شد همچنان كه آثار پرواز عكس ناپديد مىشود . »
چهاردهمى گفت :
« اى كسى كه پهنا و در ازاى زمين بر تو تنگ بود ، اى كاش مىدانستم اكنون در ميان آنچه تو را در بر گرفته ، چه حالى دارى ! » پانزدهمى گفت :
« شگفتا ! كسى كه پايان راهش اين است چگونه به گرد آورى اموال بيهوده و نابودشونده و كالاهاى ناچيز و فناپذير ، خود را مشهور مىسازد . »
شانزدهمى گفت :
« اى گروه بزم آرا ، و اى همنشينان دانا به چيزى كه شادى آن پايدار نيست و خوشى آن زود از ميان مىرود ، دل مبنديد .
امروز براى شما راه راستى و درستى از گمراهى و تباهى روشن شده است . »
هفدهمى گفت :
« اى كسى كه خشم تو مايهء مرگ مىشد ، پس چرا بر اين مرگ خشم نگرفتى ! » هجدهمى گفت :
« اين پادشاه مرده را ديديد . پس بگذاريد پادشاهى كه زنده است از سرنوشت او پند گيرد . »
نوزدهمى گفت :
« كسى كه همهى گوشها به سخنان او بود ، خاموش شده است . اكنون بگذاريد هر كه خاموش بود به سخن آيد . »
بيستمى گفت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩١