شخص گفتيم اختلاف هست .
شاهنشاه ايران ، پس از عزل بلتاصر ، داريوش را به جايش به پادشاهى بابل و شام گماشت كه سى سال در مقام خود باقى ماند .
بعد فرمانرواى ايران او را نيز معزول كرد و اخشويرش ( خشايارشا ؟ ) را به جاى او گماشت كه چهارده سال پادشاهى او در آن نواحى دوام يافت .
پس از او پسرش كيرش العلمى ( كورش ) كه پسرى سيزده ساله بود بر تخت نشست .
او تورات را آموخته و به دين يهود درآمده بود . از دانيال و يارانش مانند حنانيا و عزاريا و ديگران نيز چيزهائى مىآموخت .
اينان از او اجازه خواستند كه از بابل به بيت المقدس بروند .
كورش گفت :
« اگر از شما هزار پيامبر هم بر جاى مىماندند ، من شما را از خود دور نمىساختم . »
او كار دادگسترى را به دانيال سپرد و همهء كارهاى خود را نيز به دو واگذارد و دستور داد كه آنچه بخت نصر از فرزندان اسرائيل به غنيمت گرفته ، ميان ايشان تقسيم كند و به تعمير و آبادانى بيت المقدس بپردازد .
او نيز در روزگار كورش بيت المقدس را از نو آباد كرد .
فرزندان اسرائيل توانستند بدان سرزمين برگردند .
اين مدت اندك ، دورهء فرمانروائى آن چند پادشاه ، پس از ويرانى بيت المقدس بود كه به بخت نصر نسبت داده شده است .
مدت پادشاهى كورش نيز بيست و دو سال بود .
و نيز گفته شده است :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣١