خداوند پشهاى را فرستاد كه در بينى او رفت و به درون سر او جاى گرفت .
در نتيجه ، بخت نصر تا پى در پى به سر خود نمىكوبيد ، آرام نمىيافت و آسوده نمىزيست .
هنگامى كه مرگ او فرا رسيد به خانوادهء خود گفت : « سر مرا بشكافيد و ببينيد اين چه بود كه مرا كشت . »
پس از مرگ او سرش را شكافتند و آن پشه را در مغز سرش يافتند . اين از آن رو بود كه خداوند مىخواست به بندگان خويش توانائى و نيرومندى خود و ناتوانى بخت نصر را نشان دهد كه وقتى به گردنكشى پرداخت او را با ناتوانترين آفريدهء خود از پا درآورد . بزرگ است خدائى كه فرمانروائى بر همه چيز به دست اوست كه هر چه بخواهد مىكند و به هر چه بخواهد ، فرمان مىدهد .
اما دانيال مدتى در سرزمين بابل زيست . بعد ، از آنجا كوچ كرد و درگذشت و در شوش از شهرهاى خوزستان به خاك سپرده شد .
هنگامى كه خداى بزرگ خواست فرزندان اسرائيل را به بيت المقدس بازگرداند ، بخت نصر مرده بود .
او پس از ويران كردن بيت المقدس - به گفتهء برخى از اهل علم - چهل سال ديگر زندگى كرد و بعد از او يكى از پسرانش كه اولمردج ناميده مىشد به پادشاهى رسيد و در آنجا بيست و سه سال فرمانروائى كرد .
پس از مرگ او يكى از فرزندانش به نام بلتاصر يك سال پادشاهى كرد و در كارش آشفتگى روى داد به همين جهة شاهنشاه ايران وى را از كار بر كنار كرد . دربارهء آنچه ما راجع به اين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 130
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٠