منظورش اين بود كه :
« اگر من ياران يا كسان و خاندانى داشتم ، مرا از گزند شما رهائى مىدادند . »
همين كه اين سخن را گفت ، فرشتگانى كه از سوى خدا فرستاده شده بودند ، به پيش آمدند و گفتند :
« يقين بدان كه پايه و پناهگاه تو استوار است و خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر اين كه او را در ميان مردم خود ، توانگر ساخته و در بين خاندان خويش ، ايمن نگاه داشته است . »
آنگاه لوط در خانه خود را بست ولى بر اثر پافشارى آنان ناچار دوباره در را گشود .
همين كه آنان به درون خانه راه يافتند ، جبرائيل از پروردگار خويش اجازه خواست تا آنان را به كيفر برساند .
پروردگار جهان به دو اجازه داد .
جبرائيل بال خود را گشود و چشمهاى ايشان را از كاسه بيرون آورد چنان كه از آن خانه بدر آمدند در حالى كه كور كورانه يك ديگر را لگدمال مىكردند و مىگفتند : « به فرياد برسيد ! به فرياد برسيد ! در خانه لوط جادوگرترين مردم روى زمين وجود دارند . »
در اين هنگام فرشتگان به لوط گفتند :
إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ
[ ( 1 ) ]
وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ
. . .
وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
[ ( 2 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود - آيه 81
[ ( 2 ) ] - سوره حجر - آيه 65