تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
منظورش اين بود كه : « اگر من ياران يا كسان و خاندانى داشتم ، مرا از گزند شما رهائى مىدادند . » همين كه اين سخن را گفت ، فرشتگانى كه از سوى خدا فرستاده شده بودند ، به پيش آمدند و گفتند : « يقين بدان كه پايه و پناهگاه تو استوار است و خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر اين كه او را در ميان مردم خود ، توانگر ساخته و در بين خاندان خويش ، ايمن نگاه داشته است . » آنگاه لوط در خانه خود را بست ولى بر اثر پافشارى آنان ناچار دوباره در را گشود . همين كه آنان به درون خانه راه يافتند ، جبرائيل از پروردگار خويش اجازه خواست تا آنان را به كيفر برساند . پروردگار جهان به دو اجازه داد . جبرائيل بال خود را گشود و چشم‌هاى ايشان را از كاسه بيرون آورد چنان كه از آن خانه بدر آمدند در حالى كه كور كورانه يك ديگر را لگدمال مىكردند و مىگفتند : « به فرياد برسيد ! به فرياد برسيد ! در خانه لوط جادوگرترين مردم روى زمين وجود دارند . » در اين هنگام فرشتگان به لوط گفتند :
إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ
[ ( 1 ) ]
وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ
. . .
وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
[ ( 2 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود - آيه 81 [ ( 2 ) ] - سوره حجر - آيه 65