تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
( ما فرستادگان پروردگار توايم . هرگز دست آزار اين مردم به تو نرسد . تو با خانواده خود شبانه از اين سرزمين بيرون شو . هيچ كس از شما شايسته نيست كه باز پس بنگرد جز همسرت . . . در پى خانواده خود برو . . . و با هم به جائى كه مأمور شده‌ايد برسيد . ) خداوند آنان را به سوى شام روانه ساخت . لوط هنگام حركت به فرشتگان گفت : « در همين ساعت آنان را نابود كنيد . » فرشتگان در پاسخ او گفتند : « به ما فرمان داده نشده كه اين كار را بكنيم مگر در بامداد . »
أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ؟
[ ( 1 ) ] ( آيا اين بامداد نزديك نيست ؟ ) همين كه بامداد فرا رسيد ، جبرائيل - و به گفته برخى : ميكائيل - بال خود را در زير سرزمين آنان - كه داراى پنج قريه بود - فرو برد و چنان همه را از جاى بركند و به آسمان برد كه اهل آسمان بانگ خروس‌ها و عوعو سگ‌هاى ايشان را شنيدند . بعد آن را سرنگون ساخت و زير و زبر كرد چنان كه بارانى از سنگ و گل و خاك بر سرشان باريد و همه كسانى را كه در قريه لوط نبودند - يعنى ازو پيروى نمىكردند - نابود ساخت . همسر لوط كه آن رويداد دلخراش را ديد و آن بانگ سهمناك را شنيد گفت : « اى واى كه قوم من از دست رفت ! »
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود - از آيه 81