جسد حضرت يوسف در يك صندوق مرمرين بود كه موسى آن را از نيل بيرون آورد و برگرفت و با خويش برد .
هنگام بيرون رفتن از مصر به بنى اسرائيل گفت كه از زيور آلات قبطيان تا آنجا كه مىتوانند وام گيرند .
آنان نيز چنين كردند و گوهرهاى گرانبهاى بسيارى از قبطيان گرفتند .
آنگاه حضرت موسى به كسان خويش دستور حركت داد و بنى اسرائيل را شبانه از مصر بيرون برد بدين جهة قبطيان از رفتنشان آگاهى نداشتند .
هارون در پيشاپيش بنى اسرائيل و موسى در پشت سرشان حركت مىكرد .
شمارهء فرزندان اسرائيل هنگامى كه از مصر بيرون مىرفتند ، ششصد و بيست هزار بود .
فرعون ، همين كه از رفتن ايشان آگاه شد ، با لشكريان خويش به دنبالشان شتافت .
هامان نيز پيشرو لشكر او بود .
فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى : إِنَّا لَمُدْرَكُونَ .
[ ( 1 ) ]
( هنگامى كه دو گروه - يعنى : بنى اسرائيل و قبطيان - به هم رسيدند ، ياران موسى گفتند : بىگمان ما را به چنگ مىآورند . )
اى موسى ! هم پيش از آمدن تو به نزد ما ، و هم پس از رفتن تو ، ما آزار و ستم ديدهايم . پيش از آمدن تو ، پسران ما را - به خاطر تو - مىكشتند و زنان ما را زنده مىگذاشتند . اكنون
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره شعرا - آيه 61