رئيس آن جادوگران مردى نابينا بود . كسان او به وى گفتند :
« عصاى موسى اژدهاى بزرگى شد كه تمام ريسمانها و چوبهاى ما را فرا گرفت و فرو خورد . »
مرد نابينا از ايشان پرسيد :
« نه از آنها نشانهاى بر جا گذاشت و نه آنها را به حال اول برگرداند ؟ » جواب دادند :
« نه . »
گفت :
« پس اين جادوگرى نيست . » و به سجده افتاد و جادوگران ديگر نيز همه از او پيروى كردند .
قالُوا : آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ ، رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ .
[ ( 1 ) ]
( گفتند : ما به پروردگار جهانيان ، كه پروردگار موسى و هارون است ، ايمان آورديم . )
قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ ! إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ .
[ ( 2 ) ]
( فرعون گفت : پيش از آن كه من به شما اجازه دهم ، به موسى ايمان مىآوريد . بىگمان او سرور شماست كه جادوگرى به شما آموخته است . من دست و پاى شما را مىبرم و بر درختان خرما شما را به دار مىزنم ) .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره شعرا - آيههاى 47 و 48
[ ( 2 ) ] - سوره طه - آيه 71