و درين باره شعر جرير بن عطيه را گواه مىآورند كه چنين است :
و ابناء اسحاق الليوث اذا ارتدوا * حمائل موت لابسين السنورا
اذا انتسبوا عدوا الصبهبد منهم * و كسرى و عدوا الهرمزان و قيصرا
و كان كتاب فيهم و نبوة * و كانوا باصطخر الملوك و تسترا
فيجمعنا و الغر ابناء فارس * اب لا نبالى بعده من تأخرا
ابونا خليل اللّه و اللّه ربنا * . رضينا بما اعطى الإله و قدرا
( پسران اسحاق ، شيرانى هستند كه وقتى حمايل مرگ مىپوشند به جامه گربه در مىآيند و هنگامى كه از خويشاوندى آنان سخن مىرود ، سپهبد و خسرو و هرمزان و قيصر از دودمان ايشان شمرده مىشوند .
كتاب آسمانى و پيغمبرى در ميانشان بوده و در استخر و شوشتر پادشاهى كردهاند .
گروه ما و بزرگان ما را كه پسران شهسوارى هستيم پدرمان گرد هم آورده و باكى نداريم از اين كه پس از او چه كسانى پديدار آمدهاند .
پدر ما خليل الله و خداى ما سرور ماست و به آنچه خدا به ما بخشيده و براى ما خواسته ، خرسند هستيم . )
اما ايرانيان اين دودمان را باور ندارند و در ايران