و ناتوان مىبينيم . » منظور از اين زبونى و ناتوانى ، نابينائى اوست .
پيامبر اكرم ، صلى اللّه عليه و سلم ، هر گاه كه به ياد شعيب مىافتاد ، مىفرمود : « او خطيب الانبياء ، يعنى : سخنران پيغمبران بود . » زيرا با كسان خود بسيار شيوا سخن مىگفت .
خداوند او را به پيامبرى ، به سوى اهل مدين فرستاد كه اصحاب الايكه بودند . « ايكه » به معنى درختان درهم پيچيده است .
اصحاب الايكه اهل كفر و خدا ناشناسى بودند . كم فروشى مىكردند و هر چه را كه به مردم مىفروختند از پيمانه يا وزنى كه بايد به ايشان بدهند كمتر مىدادند و دارائى مردم را تباه مىساختند .
خدا در كار آنان گشايشى فراهم آورده و با وجود كفرى كه دربارهء خدا روا مىداشتند ، زندگى ايشان را از فراوانى نعمت برخوردار ساخته بود .
شعيب به ايشان گفت :
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ .
[ ( 1 ) ]
( اى مردم ، خداى يكتا را بپرستيد كه براى شما جز او خدائى نيست و از پيمانه و ترازو كم نگذاريد . من شما را در وضعى مرفه و نيكو مىبينم و مىترسم از عذاب روز دردناكى كه شما را فرا گيرد . )
ولى آن مردم در گمراهى و تباهكارى خود پايدار ماندند و هر چه شعيب لغزشهاى ايشان را يادآورى كرد و آنان را از
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود - آيه 84