تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
عذاب خداوند ترساند ، سودى نبخشيد جز اين كه به گناهان خويش ادامه دادند . از اين رو خشم خداوند را برانگيختند و خدا هنگامى كه خواست آنان را نابود سازد ، عذاب روز ظله را بر آنان چيره ساخت . يوم الظله به معنى : « روز سايبان » همان است كه ابن عباس از آن ياد كرده در تفسير گفتهء خداى بزرگ كه فرموده است :
فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
[ ( 1 ) ] ( آن مردم به عذاب روز سايبان گرفتار شدند - يعنى روزى كه مردم از شدت گرما به سايبانى پناه مىبردند - و آن روز عذاب ، روز بزرگى بود . ) عبد الله بن عباس درين باره گفته است : خداوند به مردم مدين سوز و گرماى سختى فرستاد كه نفس‌هاى ايشان را گرفت . بدين سبب ، گريزان از خانه‌هاى خود به صحرا شتافتند . در صحرا خدا ابرى فرستاد كه از تابش خورشيد بر سرشان سايه افكند . در زير اين ابر ، سردى و خنكى يافتند و شاد شدند و همديگر را آگاه كردند تا همه در زير آن ابر گرد آمدند . درين هنگام خداوند آتشى بر سرشان باريد . عبد الله بن عباس گفته است : آن روز كه ابر بر سر مردم سايبان شد و از آن آتش فرو ريخت ، « يوم الظله » يا « روز سايبان » ناميده شد و منظور از « عذاب يوم الظله » نيز همان عذاب است .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره شعرا - آيه 189