آن را راست گردانيد . )
ميان خواب يوسف و رفتن يعقوب به مصر چهل سال - و به گفته برخى : هشتاد سال - طول كشيد زيرا هنگامى كه يوسف در چاه افتاد پسرى هفده ساله بود و هنگامى كه بار ديگر پدر خود را ديد نود و هفت سال داشت .
پس از گرد آورى خانوادهء خود نيز تا بيست و سه سال ديگر زندگى كرد .
بنابر اين ، هنگامى كه جهان را بدرود گفت ، يكصد و بيست سال از عمرش مىگذشت .
يوسف ، همين كه مرگ خود را نزديك ديد كار خود را به برادر خويش ، يهودا ، سپرده و او را جانشين خويش ساخت .
و نيز گفته شده است :
مدت دورى يوسف از يعقوب هجده سال بود .
همچنين ، گفتهاند :
يوسف ، هنگامى كه به سرزمين مصر رسيد ، هفده سال داشت و سيزده سال پس از ورود او به مصر ، فرعون وزارت خويش را به دو داد . و مدت دورى او از يعقوب بيست و دو سال بود .
يعقوب و خانوادهاش نيز در مصر هفده سال ماندند . جز اين هم گفتهاند . خدا حقيقت را بهتر مىداند .
يعقوب هنگام مرگ خويش از يوسف درخواست كرد كه او را پهلوى آرامگاه پدرش اسحاق به خاك سپارد .
يوسف نيز چنين كرد و او را به شام برد و در كنار پدرش
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥١