نادرستى و ناراستى مىافزودند ، خداوند به روزى ايشان مىافزود .
هنگامى كه نافرمانى و كفرشان از حد در گذشت و خدا خواست كه نابودشان كند گرماى سختى را بر آنان چيره ساخت كه تاب تحمل آن را نداشتند . نه از پناه بردن به سايه سودى مىبردند و نه از شست و شو در آب .
سرانجام يكى از آنان به زير سايه ابرى رفت و در آن جا آسايشى يافت . اين بود كه ياران خويش را فرا خواند و گفت :
« بيائيد كه در اين جا از گرما آسوده خواهيد شد . »
به شنيدن اين سخن مردم شتابان پيش او رفتند و همين كه همه گرد هم آمدند خداوند آتشى بر آنان فرستاد و اين عذاب يوم الظله ناميده شد .
اما عامر از عبد الله بن عباس روايت كرده كه به او گفت :
« هر كس كه دربارهء عذاب يوم الظله برايت حديثى نقل كرد ، تكذيبش كن . »
مجاهد گفته است :
عذاب يوم الظله عبارت است از اظلال يعنى سايه افكندن عذاب بر قوم شعيب و زيد بن اسلم درباره اين سخن خداى بزرگ كه فرموده است :
يا شُعَيْبُ ، أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا ؟
[ ( 1 ) ] ( اى شعيب ، اين نماز تو ترا فرمان مىدهد كه - دعوى
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره هود - آيه 87