تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
ولى يكى از پيشخدمت‌هاى جزء از در بيرون رفت و پيشكار سنجر را از آن رويداد آگاه ساخت . او هم بزرگان دولت را فرا خواند و اين خبر را باز گفت . . آنگاه درهاى خانه را بر روى غازى بست و مردم را براى فرمانروائى محمود بن سنجر شاه سوگند داد . ضمنا كسى را فرستاد تا محمود و برادرش مودود را از قلعهء فرح بياورد . پس از آن كه مردم به فرمانبردارى از محمود سوگند ياد كردند و آرام شدند ، درهاى خانهء سنجر را گشودند و وارد شدند تا غازى را بگيرند . غازى نخست از جان خود دفاع كرد . ولى سرانجام او را گرفتند و كشتند و جسدش را دم در خانه انداختند . سگان قسمتى از لاشهء او را خوردند . بعد مردم باقيماندهء جسدش را برداشتند و به خاك سپردند . راجع به سنجر شاه كه كشته شد ، مىنويسد : او مردى ستمكار و بد نهاد و سنگدل بود . براى آزردن و كيفر دادن مردم راه هول انگيزى مىپيمود كه عبارت از بريدن زبان و بينى و گوش بود . اما ريش مردم را به اندازه‌اى از بيخ تراشيده بود كه به شمار در نمىآمد . ستمكارى او تا جائى رسيده بود كه وقتى كسى را فرا مىخواند تا مورد نوازش قرار دهد و پاداشى ببخشد ، بيچاره به