كه قدرت دفاع از خود نداشتند در راه مورد حملهء مسلمانان قرار گرفتند و يكايك از پا در آمدند .
دومين پادشاه ، يعنى فيليپ فرمانرواى فرانسه هم به ريچارد رشك مىبرد چون ريچارد كه به سبب دليرى « ريچارد شير دل » خوانده مىشد محبوب همه بود و در برابر ريچارد ، فيليپ جلوهاى نداشت . از اين رو دست از جنگ كشيد و به فرانسه برگشت .
تنها شاهى كه جنگ را دنبال كرد ، ريچارد شيردل بود كه در برابر صلاح الدين ايوبى قرار گرفت و اين دو حريف مدتى با هم دست و پنجه نرم كردند .
تقريبا از نيمهء جلد بيست و دوم تا نيمه جلد بيست و چهارم تاريخ ابن اثير نزديك به هفتاد درصد مطالب مربوط به جنگهاى صليبى و صلاح الدين است .
داستانهائى گيرا و سرگرم كننده
شيوهء شيرين و دلچسب تاريخ « كامل » در بيان وقايع به گونهاى است كه گاهى برخى از رويدادها مانند داستانهائى گيرا و سرگرم كننده به نظر مىآيد .
ضمن وقايع سال 576 تحت عنوان « رفتن صلاح الدين به جنگ قزلارسلان » مىنويسد :
درين سال صلاح الدين ايوبى از شام به سوى شهرهاى قزلارسلان بن مسعود روانه شد .
اين شهرها ملطيه و سيواس ، و نقاط ما بين اين دو شهر ، و قونيه بودند .
منظور ازين لشكر كشى صلاح الدين جنگ با قزلارسلان