گذاشت كه شما اسير بگيريد ، نه مرد نه زن .
پس از آن كه همه چيز و همه كس را از ميان برديم ، صخرهء صما و مسجد الاقصى را نيز ويران خواهيم كرد .
بعد ، همه مسلمانانى را كه نزد ما اسيرند و شمارهء ايشان به پنج هزار تن مىرسد ، از دم تيغ خواهيم گذراند .
هيچيك از چارپايان و دامهاى خود را نيز زنده نخواهيم گذارد .
آنگاه براى جنگ با شما از شهر بيرون مىآئيم و مانند كسى مىجنگيم كه مىخواهد يا شرافتمندانه بميرد يا پيروز شود .
در اين صورت هيچيك از ما تا چند تن از شما نكشد كشته نخواهد شد . »
صلاح الدين كه چنين ديد پس از مشورت با ياران خويش تصميم گرفت كه به فرنگيان امان دهد و هر كسى براى آزادى خود پولى بپردازد .
قرار شد براى هر مرد ، خواه دارا و خواه ندار ، ده دينار و براى هر طفل ، چه پسر و چه دختر ، دو دينار و براى هر زن پنج دينار پرداخت گردد .
هر كس كه توانست ظرف چهل روز اين پول را بپردازد ، آزاد خواهد شد و هر كس كه نتوانست « مملوك » يعنى « برده » خواهد گرديد .
آن روز روزى درخشان و فراموش نشدنى بود .
پرچمهاى اسلام بر بالاى ديوارهاى شهر افراشته شد و صلاح الدين بر هر يك از ديوارهاى شهر امنائى را گماشت تا از مردم طبق قرارى كه گذاشته شده بود پول بگيرند .
اگر اين مأموران كار خود را درست انجام مىدادند خزانهها
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 17
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧