خداوند همين كه از كار ابليس و نكوهش او فراغت يافت و هيچ مجالى جز مجال سركشى و فريبكارى برايش باقى نگذاشت ، بر او لعنت فرستاد و او را از بخشايش خود نااميد كرد و شيطانى ساخت كه راندهء درگاه بود و او را از بهشت بيرون انداخت .
شعبى گفته است : « ابليس در حالى فرو رانده شد كه پارچهاى بر خود پيچيده و دستارى بر سر نهاده بود . يك چشم بود و تنها در يك پاى خود كفش داشت . »
حميد بن هلال گويد : ابليس در زمانى كوتاه فرود آمد ، از اين رو نماز كوتاه خواندن مكروه است . و هنگامى كه فرو
هامش
[ ( ) ]ما مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ .»
( خدا به شيطان فرمود : اى ابليس ، ترا چه مانع شد كه به موجودى كه به دو دست ( علم و قدرت ) خود آفريدم سجده كنى ؟ آيا تكبير و نخوت كردى يا از رتبهگان بودى ؟ شيطان در جواب گفت : من از او بهترم ، كه مرا از آتش « نورانى » و او را از گل « تيرهء پست » خلقت كردهاى . خدا فرمود :
اينك از اين جايگاه بيرون رو كه تو سخت راندهء « درگاه ما » شدى . و بر تو لعنت من تا به روز قيامت حتمى و محقق است . شيطان عرض كرد : پروردگارا ( اينك كه مرا مردود و مغضوب درگاه فرمودى ) پس مهلتم ده كه تا روز قيامت زنده مانم . خدا فرمود از مهلت يافتگانت قرار داديم ، تا روز معين و وقت معلوم . شيطان گفت : به عزت و جلال تو قسم كه خلق را تمام گمراه خواهم كرد . مگر خاصان از بندگان تو كه براى تو خالص شدند . خدا در پاسخ شيطان فرمود به حق سوگند و كلام من حق و حقيقت است ، كه جهنم را از جنس تو و پيروانت تمام پر خواهم كرد . )
قرآن مجيد با ترجمهء مهدى الهى قمشهاى